ماده و ضد ماده ( پاد ماده ) پدید آمده در لحظه انفجار بزرگ :

درجهان هستی ،هر ذره ای دارای یک ضد ماده خود است که می تواند به وسیله آن خنثی و یا نابود شود.مثلا پاد ماده الکترون ،پوزیترون است که دقیقا مشابه الکترون است ولی بار آن برخلاف الکترون که دارای بار منفی است ،مثبت است.

پل دایراک در 1929 به این نتیجه رسید زمانی که انرژی به جرم تبدیل می شود. ماده به وجود آمده ،دارای مقدار برابر ماده و پاد ماده است.به این ترتیب هر ذره اتمی باید دارای یک ضد ماده باشد.که اگر ماده و پاد ماده با هم تماس بیابند ماده بطور کامل در فرآیندی بنام همجوشی هسته ای(بمب های هیدروژنی)به انرژی تبدیل می شود.

 در هنگام آفرینش جهان در انفجار بزرگ نیز باید ماده و ضد ماده به یک مقدار تشکیل می شد.در نتیجه همه تکینگی های جهان باید در نتیجه برخورد ماده و پاد ماده به انرژی تبدیل می شد در نتیجه ماده پدید نمی آمد و ما اکنون وجود نداشتیم.ولی در هنگام انفجار بزرگ یک استثنا رخ می دهد و آن این است که بر خلاف همیشه :مقدار ماده تولید شده از پاد ماده آن اندکی بیشتر بوده است در نتیجه مقداری از ضد ماده، ماده را نابود ساخت و ماده باقی مانده باعث شد جهان هستی متولد شود.اصل آنتروپی و انسان محوری می گوید باید چنین بوده باشد در غیر این صورت ما اکنون وجود نداشتیم.

استیون واینبرگ می نویسد :اگر الکترون ها اندکی بیشتر از ضد الکترون ها و کوارک ها اندکی بیشتر از ضد کوارک ها نبودند،در آن صورت ذرات معمولی مانند الکترون ها و کوارک ها،در جهان امروز اصلا وجود نداشتند.همین افزایش اندک ماده نسبت به پاد ماده که تخمین زده می شود به نسبت یک در ده میلیارد است،موجب ایجاد هسته اتم های سبک در سه دقیقه بعد از مهبانگ شد و سپس بعد از یک میلیون سال اتم ها به وجود آمدند و بعد از آن عناصر سنگین تر در ستاره ها پخته شدند و سرانجام ماده ای به وجود آمد که حیات از آن برخاست.علم تا کنون نتوانسته  پاسخ  این را بدهد که چرا چنین شرایط آغازینی باید وجود داشته باشد.

جرج اسموت فیزیکدان نیز می نویسد :از این توصیف ها چنین بر می آید که جهان هستی و نیز هستی ما حاصل اتفاقی بسیار مناسب ،یعنی افزایش اندک ماده  در نتیجه نقض قوانین،در زمانی بسیار مناسب بوده است.این واقعه ممکن است حاصل یکی از پیامد های بی شماری بوده باشد که در یک برهه زمانی بسیار اندک بعد از مهبانگ رخ داده باشد هنوز حقیقت را نمی دانیم.

هاوکینگ در بخشی  از کتاب  زمانی که دارد مسیر حرکت سیاره ها را به شکل دایره و یا بیضی تشریح می کند ،می گوید ما برای حیات به سیاره های که به شکل دایره ای گردش می کنند ،نیاز داریم و این برای ما پذیرفتنی است که اندکی تغییر ،ناچیز خیلی  قابل توجه نباشد اما اگر این ویژگی برای کیهانی بسیار متمایز کننده باشد آن گاه در میابیم که این همان کیهان قابل سکونت ماست.

این موضوع تا آن جا ادامه دارد که ،  هاوکینگ سعی دارد با استفاده از نظریه ریسمان ها آغاز جهان را بدون وجود آفریدگار شرح بدهد،و  به این موضوع اشاره می کند که جهان به وسیله قوانین فیزیکی پدید آمده است و هیچ اشاره ای به نقض قوانین فیزیکی در لحظه آفرینش جهان نمی کند.

همچنین  هیچ توجه ای به این ندارد که ،بی تردید نقض قوانین فیزیکی در لحظه آفرینش جهان تنها به وسیله نیرویی که قوانین فیزیکی جهان را پایه ریزی کرده امکان پذیر بوده است. بنابراین نیروی باید وجود داشته باشد که در لحظه آغازین جهان قوانین فیزیکی را نقض  کند تا ما وجود داشته باشیم زیرا بر طبق قوانین فیزیکی که هاوکینگ سعی دارد با استفاده از آن علت پدید آمدن جهان را توصیف کند”ما هم اکنون” نباید ” وجود می داشتیم.

در ادامه این مقاله مطالعه نمایید :

محتویات مقاله ماده و ضد ماده به صورت کامل مورد تایید نویسنده نیست و صرفا جهت احترام به نظرات منتقدان منتشر می گردد. لطفا جهت مطالعه مقاله بعدی بروی لینک زیر کلیک نمایید.

فهم تاریخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *